Monday, May 08, 2006
نگاهی به نمایش سکوت



نمايش سكوت به نویسندگی و کارگردانی حسين مهكام جمعه گذشته آخرین اجراش رو هم به روی صحنه برد. خوشبختانه به لطف اعضای گروه از جمله علی عطایی (بازیگر) و حسین مهکام عزیز من تونستم اولین عکس های تئاتری ام رو بگیرم. عکسهایی که می بینید تعدادی اش کار من و تعدادی اش کار دختردایی عزیزمه (پای ثابت تئاتر و سینمارفتن های من)
متن هاي قبلی اين نويسنده، آندرآنيك و مادربزرگ يك مقدمه كه توسط افراد دیگه ای به روی صحنه رفته بودند توانستند توجه مخاطبان و مننتقدين را به خودر جلب كنند.











سكوت اولین نمایش مهکام در مقام کارگردانی یه. رابطه استاد و شاگردي كه بعد از قرن هفتم هجري دوباره اتفاق می افته. شاگرد همون هست و استاد همون. شاگردي كه سير شهودي كاملتري را نسبت به استاد طي كرده و اصلا خودش قراره باز عاملي باشه در کشف و شناخت استاد از خود، دنيا و خالق و هستي. اينجا استاد است كه در دو برهه از زمان مريد شاگرد مي شه و در اين سير كشف و شهود قراره که اتفاقات قصه هم رقم می خوره.
حسين مهكام اينبار در مقام نويسنده و كارگردان قصد دارد از پس يك عقلانيت به عينيت برسه. اما اين مسير با وجود بهره گيري از نشانه هاي زيبايي شناختي رنگ، نور و صحنه اونطوری که باید برای مخاطب رخ نمی ده. به نظر من مهمترین عاملش سکوت و آرامشی یه که انگار یه جوربه شخصیت ها تحمیل شده. سکوتی که یه جاهایی می شه لکنت ممتد بین دیالوگها.
شخصیت ها می تونستند بهتر از این پرداخته بشن و کاملتر از اینی باشند که در اجرا هستند.
نکته دیگه به نظر من غفلت از تاثیر نگاهی یه که می شد یه بده بستان بین بازیگر و مخاطب. وقتی قصه اکت بیرونی نداره و اتفاق قراره درونی باشه این می تونست از طریق نگاه خیلی خوب منتقل بشه. این نگاه حتی بین بازیگر ها هم رخ نمی ده.
متن با توجه به نگاه معناگرایانه اش و نوع دغدغه فلسفی ای که داره می تونست تاثیرگذارتر از این باشه. اما خب متاسفانه یه جاهایی کاملا شعارگونه به نظر می رسید. مخصوصا اون جاهایی که نویسنده اصرار بر این داشت که این قضیه با تناسخ ارتباطی نداره. هر چند به نظر من یه جورایی مرتبط بود.
طراحی صحنه و نور این نمایش درخور توجه بود. سادگی صحنه که فقط با دو صندلی و یک نیمکت پر شده بود. مخصوصا صندلی ثابت و صندلی متحرک کارکردهای خاص خودشون رو به خوبی ایفا کرده بودند. طراحی نور هم خیلی خوب تونسته بود اون سیر روحی و کشف درونی استاد رو نشون بده.
امیدوارم شاهد متن های قویتر و اجراهای بهتری از این گروه باشیم.





پی نوشت : بی صبرانه منتظرم نظر کارگردان و باقی اعضای گروه و بروبچه های علاقمند رو در مورد عکسها بدونم!